تبلیغات
شب های بی زمستان - مطالب ابر پندآموز
 
شب های بی زمستان
درباره وبلاگ


سلام

چیزهایی هست کــه نمی دانـــــــــــــم،
می دانم ،سبزه ای را بکنم، خواهم مرد،
می روم بالا تــا اوج، مـن پــر از بال و پـرم،
راه می بینم در ظلمت، من پـر از فانوسم،
من پـر از نورم و شن، و پـر از دار و درخـت،
پــرم از راه، از پـل، از رود، از مــوج،
پــرم از سایه برگی در آب،
چه درونم تنهاســـــــــــت...

این وبلاگ، دیوار نوشته هایی است از آنچه که برایم جالب و گاهاً مهم است و دوست دارم بیان کنم تا در حصار دل غریب باقی نماند. ایده ی موضوعی مطالب از اتفاقات، افکار روزانه و دوست داشتنی هایم است. در برخی از مطالب تمام متن، از خودم نیست، اما پای این نوشته جات هستم، خودم را مسئولشان می دانم و همیشه سعی خواهم کرد که به صداقت در گفتار پایبند بمانم...

مخلص شما
محمد

مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
چهارشنبه 3 خرداد 1391 :: نویسنده : محمد

از قدرت و زیبایی جوانیت لذت ببر

و یادت باشه قدر قدرت و زیبایی جوانیت رو نمی فهمی تا وقتی رنگ ببازه. اما باور کن 20 سال دیگه، وقتی به عکسهات نگاه کنی متوجه میشی چه امکاناتی در برابرت قرار داشته و چقدر ظاهر دل انگیزی داشتی، اینو الان متوجه نیستی!

تو اِنقدر که فکر می کنی چاق نیستی! دل نگران آینده نباش. نگران نگرانی اونایی باش که به فکر مشکلاتی هستند که حل کردنش برای تو مثل آب خوردنه. مشکلات واقعی زندگی چیزهایی هستند که هرگز به خاطر نگرانت خطور نمی کنه، مثل مشکلاتی که در یک ساعت معمولی، در یک روز معمولی هفته، تو رو به خودت می پیچونه. هر روز حداقل دست به کاری بزن که ازش می ترسی.

آواز بخون، با احساسات و دل مردم با بی احتیاطی برخورد نکن و با کسانی که با تو اینطور برخورد می کنن کنار نیا. راحت باش. وقتت رو با حسادت تلف نکن. گاهی انسان پیشه و گاهی عقب تر از دیگران، این یک قائده ست و در انتهای راه به خودت ایمان داشته باش.

تعریف هایی که ازت میشه به خاطر بسپار و اِهانت ها رو فراموش کن و اگه در این مورد موفق شدی به منم یاد بده. محبت ها و دلدادگی ها رو حفظ کن و عملکرد حساب بانکی ت رو بریز دور. سعی کن اگه نمی دونی با زندگیت چی کار کنی، احساس گناه به خودت راه نده. خیلی ها رو می شناختم که در 22 سالگی هنوز نمی دونستن و خیلی ها رو می شناسم که 40 سال دارن و هنوز نمیدونن.

زیاد مشورت کن. با زیر دستانت مهربان باش. روزی دلت براشون تنگ میشه.

شاید ازدواج کنی؟ شاید هم نکنی؟ شاید بچه دار شی؟ شاید هم نشی؟ شاید در 40 سالگی طلاق بگیری؟ شاید در هفتاد و پنجمین سالگرد ازدواجت بلند شی و برقصی؟

به هر حال هر کاری می کنی زیاد به خودت غره نشو. زیادی هم خودت رو سرزنش نکن. انتخابهای تو در زندگی مثل دیگران فقط روی شانس و فرصته.

از بدنت لذت ببر و هر طور می تونی ازش بهره بگیر. از نظر دیگران درباره بدنت نترس، جسم تو با ارزشترین ابزاریه که در اختیار داری. در هرحال از خوندن مجلات زیبایی پرهیز کن، چون باعث میشه حس کنی......زشتی!

پدر و مادرتو بشناس، هرگز نمی دونی کـِی اون ها رو از دست میدی.

با خواهر و برادرانت مهربان باش. اونها بهترین رابط تو با گذشته اند و به احتمال فراوان در آینده نیز همراهت خواهند بود.

اینو درک کن که دوستان میان و میرن ولی معدودی که ارزش دارن رو نگهدار. سعی کن فواصل جغرافیایی و تفاوت دیدگاه ها رو کم کنی، چون هرچه از سنت بگذره بیشتر به کسانی که در جوانی می شناختی نیاز پیدا خواهی کرد.

می تونی در نیویورک زندگی کنی، اما قبل از اینکه بهت فشار بیاد، اونجا رو ترک کن، می تونی در شمال کالیفورنیا زندگی کنی، اما قبل از اینکه زیاد بهت خوش بگذره ، اونجا رو هم ترک کن.

سفر کن، زیاد با موهات ور نرو ... وگرنه در 40 سالگی 85 ساله به نظر می رسی.

دقت کن به کی نصیحت می کنی؟ اما همیشه در برابر نصیحت صبور باش.

نصیحت شکلی ست از بیان پند به دیگران مانع از...نابودی زندگی میشه و اونو جلا میده. زشتی هاشو از بین می بره و باعث میشه بیش از ارزش واقعیش از اون لذت ببری.

و به هرحال در تند باد حوادث مواظب خودت باش.


دانلود صوتی متن با صدای نصرالله مدقالچی





نوع مطلب : نکات پندآموز، 
برچسب ها : پندآموز، نصیحت، از قدرت و زیبایی جوانیت لذت ببر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 فروردین 1391 :: نویسنده : محمد

بسم الله الرحمن الرحیم


دو چیز را همیشه فراموش كن :

« خوبی » كه به كسی می كنی ؛

« بدی » كه كسی به تو می كند .

 

همیشه به یاد داشته باش :

در مجلسی وارد شدی « زبانت » را نگه دار ،

در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار ،

در خانه ای وارد شدی « چشمانت » را نگه دار ،

در نماز ایستادی « دلت » را نگه دار .

 

دنیا دو روز است :

یك روز با تو

و

یك روز علیه تو

روزی كه با توست « مغرور مشو » و

روزی كه علیه توست « مایوس نشو » ،

چرا كه هر دو پایان پذیرند .

 

به چشمانت بیاموز كه هر كسی « ارزش نگاه » ندارد

به دستانت بیاموز كه هر گلی « ارزش چیدن » ندارد

به دلت بیاموز كه هر عشقی « ارزش پرورش » ندارد

 

دو چیز را از هم جدا كن :

« عشق »

و

« هوس »

چون اولی « مقدس » است

و دومی « شیطانی » !!

اولی تو را به « پاكی » می برد

و دومی به « پلیدی » .

 

در دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی

و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را بر طرف میكنند ...

« پدر »

و

« مادرت »

و « نفر سومی » كه خودت پیدایش میكنی .

مواظب باش كه از دستش ندهی و بدان كه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود .

 

« چشم »

و

« زبان » ،

دو سلاح بزرگ در نزد تواند ،

چگونه از آنها استفاده میكنی ؟

مانند « تیری زهرآلود »

یا

« آفتابی جهان تاب » ،

« زندگی گیر »

یا

« زندگی بخش » ؟

 

بدان كه « قلبت » كوچك است ؛

پس نمیتوانی تقسیمش كنی !!

هرگاه خواستی آنرا ببخشی با « تمام وجودت ببخش » كه كوچكیش جبران شود .

 

هیچگاه « عشق » را

با « محبت » ،

« دلسوزی » ،

« ترحم »

و

« دوست داشتن »

یكی ندان ...

همه اینها اجزاء كوچكتر « عشق » هستند نه خود « عشق » .

 

همیشه با « خدا » درد دل كن نه با خلق خدا

و فقط به او « توكل » كن .

آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی ،

كارها به خوبی پیش می روند .

 

از خدا خواستن « عزت » است ،

اگر برآورده شود « رحمت » است

و اگر نشود « حكمت » است .

از خلق خدا خواستن « خفت » است ،

اگر برآورده شود « منت » است ،

اگر نشود « ذلت » است .

 پس هر چه می خواهی از « خدا » بخواه

و در نظر داشته باش كه برای او غیر ممكن وجود ندارد

و

تمام غیر ممكن ها فقط برای شماست ...





نوع مطلب : نکات پندآموز، 
برچسب ها : جملات، پندآموز، حکمت، نغز، احادیث، ائمه، معصومین،
لینک های مرتبط :
جمعه 28 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد

عقایدتان بر رفتارهای تان تاثیر می‌گذارند پس اگر از زندگی تان راضی نیستید و احساس می‌كنید به آنچه می‌خواهید دست نیافته اید باید باورهای خود را تغییر دهید

 

آنچه که هستی هدیه خداوند به توست و آنچه که می شوی هدیه تو به خداوند ، پس بی نظیر باش

 

آیا می‌دانید بزرگترین دشمن شما در این دنیا كیست؟ بزرگترین دشمن شما،‌ همان ذهنتان است. افكار منفی در سر پروراندن، فكر و ذهن ما را به دشمن شماره یك ما تبدیل می‌كند. (باربارا دی آنجلیس)

 

شما آنچه را كه می بینید باور نمی كنید بلكه آن چیزی را می بینید كه قبلا به عنوان یك باور انتخاب كرده اید. (برایان تریسی)

 

بزرگ ترین خطری كه كیفیت زندگی ما را نابود می‌كند، افكار و باورهای مخرب است. (آنتونی رابینز)

 

هر چه را كه ما بخواهیم همان چیز، خواهان ماست و هر چه مطلوب ما باشد همان چیز طالب ماست. (وین دایر)

 

به هر چیزی كه می اندیشید،‌ایمان بیاورید و اگر با اطمینان انتظارش را بكشید، مطمئنا به آن دست می‌یابید. (استایوسكی)

 

افكار و رویاهایتان تصاویری هستند از كتابی كه روحتان درباره شما می‌نوسید.

 

فردا همان خواهد شد كه امروز اندیشیده‌اید

 

خورشید هر روز صبح قبل از من به دفتر كارم می یاد، كارت می‌زنه و كارش رو شروع می كنه. بله، خورشید برای من كار می كنه و هر روز تا غروب برای من می تابه

 

هر گونه بیماری در جسم،‌نشانه نوعی ناپاكی در ذهن است. هرگز به علت پاكی و خوبی‌هایتان بیمار نمی‌شوید. بیماری نمایانگر بی قراری و ناآرامی ذهن است. (كاترین پاندر)

 

در هر عمل ناشی از ترس، نطفه شكست نهفته است

 

همه اندیشه خود را روی خواسته مهم زندگی‌تان متمركز كنید. این تمركز باید پیوسته و ادامه دار باشد. همه دقایق، همه ساعات،‌همه روزها و همه هفته‌ها. (چارلز پاپلتون)

 

هر وقت سنگی جلوی پایت افتاد به بالای اون برو و از بالای اون به دور دستها نگاه کن

 

زیاد از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتند که انتظارش را نداری(مارکز)

 

دنیا و آخرت از آن کسی است که به خالق و مخلوقش عشق بورزد و شادی ها را فقط برای خود نخواهد

 

وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از داشتنش

 

برای انسانهای بزرگ هیچ بن بستی وجود ندارد ، زیرا آنان بر این باورند كه : یا راهی خواهم یافت و یا راهی خواهم ساخت

 

انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکست داد. ( ارنست همینگوی)

 

گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم

 

بسیار دعا كن ; زیرا دعا كلید هر رحمتى است و مایه روا شدن هر حاجتى و آنچه نزد خداست جز با دعا به دست نمى آید. هیچ درى نیست كه بسیار كوبیده شود مگر آن كه بزودى به روى كوبنده باز گردد

 

خدایا کفر نمی گویم ! پریشانم ... چه می خواهی تو از جانم !؟ مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی ... خداوندا تو مسئولی . خداوندا ! تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است ... چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است . "شریعتی"

 

 و در آخر این مطلب رو با یك جمله ای بسیار زیبا به پایان میرساند :

اگر خدا آرزویی را در دلت انداخت ، بدان كه توانایی رسیدن به آن را در تو دیده است



نوع مطلب : مطالب خواندنی، نکات پندآموز، داستان های پندآموز، 
برچسب ها : آرزو، پندآموز،
لینک های مرتبط :
شنبه 15 بهمن 1390 :: نویسنده : محمد

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .

 تصمیم میگیرد به همسرش  ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .

در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند .

 اما پس از خواندن اولین نامه غش می کند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

 گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
 میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا
کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته ..من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کرد. همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا می بینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه.   

وای چه قدر اینجا گرمه.





نوع مطلب : مطالب خواندنی، نکات پندآموز، داستان های پندآموز، 
برچسب ها : کوتاه ولی خواندنی، مرد، سفر، مسافرت، هتل، داستان، پندآموز، ایمیل، همسر، مرگ، جهنم، گرم،
لینک های مرتبط :
جمعه 30 دی 1390 :: نویسنده : محمد

كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

 مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...

نتیجه اخلاقی
 : مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود!





نوع مطلب : مطالب خواندنی، نکات پندآموز، داستان های پندآموز، 
برچسب ها : الاغ و امید، الاغ، امید، کشاورز، چاه، داستان، مشکلات، پندآموز، موفقیت،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :