تبلیغات
شب های بی زمستان - مطالب ابر مولانا
 
شب های بی زمستان
درباره وبلاگ


سلام

چیزهایی هست کــه نمی دانـــــــــــــم،
می دانم ،سبزه ای را بکنم، خواهم مرد،
می روم بالا تــا اوج، مـن پــر از بال و پـرم،
راه می بینم در ظلمت، من پـر از فانوسم،
من پـر از نورم و شن، و پـر از دار و درخـت،
پــرم از راه، از پـل، از رود، از مــوج،
پــرم از سایه برگی در آب،
چه درونم تنهاســـــــــــت...

این وبلاگ، دیوار نوشته هایی است از آنچه که برایم جالب و گاهاً مهم است و دوست دارم بیان کنم تا در حصار دل غریب باقی نماند. ایده ی موضوعی مطالب از اتفاقات، افکار روزانه و دوست داشتنی هایم است. در برخی از مطالب تمام متن، از خودم نیست، اما پای این نوشته جات هستم، خودم را مسئولشان می دانم و همیشه سعی خواهم کرد که به صداقت در گفتار پایبند بمانم...

مخلص شما
محمد

مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
یکشنبه 28 اسفند 1390 :: نویسنده : محمد

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور ازین بیخبری رنج مبر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو 

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیفست سفر هیچ مگو    

گفتم ای دل چه مه است این  دل اشارت می کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو 

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است
 گفت این غیر فرشته است و بشر هیچ مگو

ای نشسته تو درین خانه پر نقش و خیال
خیز ازین خانه برو رخت ببر هیچ مگو
  
گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

مولانا





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : شعر، مولانا، غلام قمر، من غلام قمرم، مولوی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 22 خرداد 1390 :: نویسنده : محمد

پیغام‌گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ

فلك گر فرصتی دادی به دستم

 

پیغام‌گیر فردوسی:

نمی‌باشم امروز اندر سرای

كه رسم ادب را بیارم به جای

به پیغامت ای دوست گویم جواب

چو فردا برآید بلند آفتاب

 

پیغام‌گیر خیام:

این چرخ فلك، عمر مرا داد به باد

ممنون تو‌ام كه كرده‌ای از من یاد

رفتم سر كوچه، منزل كوزه فروش

آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد

 

پیغام‌گیر منوچهری:

از شرم، به رنگ باد باشد رویم

در خانه نباشم كه سلامی گویم

بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت

زان پیش كه همچو برف گردد رویم

 

پیغام‌گیر مولانا:

بهر سماع از خانه‌ام، رفتم برون، رقصان شوم

شوری برانگیزم به پا، خندان شوم، شادان شوم

برگو به من پیغام خود، هم نمره و هم نام خود

فردا تو را پاسخ دهم، جان تو را قربان شوم!

 

پیغام‌گیر باباطاهر:

تلیفون كرده ای جانم فدایت

الهی مو به قربون صدایت

چو از صحرا بیایم، نازنینم

فرستم پاسخی از دل برایت





نوع مطلب : طنز، شعر، 
برچسب ها : پیغام گیر تلفن برخی از شاعران ایرانی، شعر، طنز، شعر طنز، سعدی، فردوسی، خیام، منوچهری، مولانا، باباطاهر، تلفن، پیغام گیر،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 فروردین 1390 :: نویسنده : محمد

گر در طلب منزل جانی، جانی
                                          گر در طلب لقمه نانی ،نانی
این نکته به رمز اگر بدانی، دانی
                                          هر چیز که اندر پی آنی، آنی







نوع مطلب : شعر، نکات پندآموز، 
برچسب ها : این نکته به رمز گویمت که دانی، شعر، مولانا، پند آموز، آنی، هر چیز که اندر پی آنی آنی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 13 مهر 1389 :: نویسنده : محمد

امام علی(ع) به مالک اشتر

 ای مالک اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی" فردا به آن چشم نگاهش مکن" شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی.


هرچه داری در دل از مكر و رموز،

پیش ما پیدا بود مانند روز،

گه بپوشیمش به بنده پروری،

تو چرا رسوایی از حد می بری،

لطف حق با تو مدارا ها كند،

گر تو از حد بگذری رسوا كند.





نوع مطلب : مطالب خواندنی، نکات پندآموز، 
برچسب ها : گناه، حدیث، شعر، امام علی (ع)، مالک اشتر، مولانا، مولوی، هرچه داری در دل از مکر و رموز،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :