تبلیغات
شب های بی زمستان - مطالب طنز

دخالت بیجا

نویسنده :محمد
تاریخ:شنبه 16 اردیبهشت 1391-01:28 ق.ظ

زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود.

ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد: مواظب باش، مواظب باش، یه کم بیشتر کره توش بریز….

وای خدای من، خیلی زیاد درست کردی… حالا برش گردون… زود باش…

باید بیشتر کره بریزی… وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم؟؟ دارن می‌سوزن مواظب باش، گفتم مواظب باش! هیچ وقت موقع غذا پختن به حرفهای من گوش نمی‌کنی… هیچ وقت!! برشون گردون! زود باش! دیوونه شدی؟؟؟؟ عقلتو از دست دادی؟؟؟ یادت رفته بهشون نمک بزنی… نمک بزن… نمک…

زن به او زل زده و ناگهان گفت: خدای بزرگ چه اتفاقی برات افتاده؟! فکر می‌کنی من بلد نیستم یه تخم مرغ ساده درست کنم؟

شوهر به آرامی گفت: فقط می‌خواستم بدونی وقتی دارم رانندگی می‌کنم، چه بلائی سر من میاری…!!!



نوع مطلب : طنز  نکات پندآموز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

غلط نامه!

نویسنده :محمد
تاریخ:سه شنبه 12 اردیبهشت 1391-01:12 ق.ظ

زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد

کاج : نمایندگی انتشارات گاج در دوبی

ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد

هشتگرد : ۵

خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است

وایمکس : درنگ چرا؟

خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر

شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد

گشتاور: یک سری آدم نخاله که برای هر مسئله کوچکی پلیس را خبر می کنند.

البرز: عربها به « پرز » گویند

هردمبیل: جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود

غیرتی: هر نوع نوشیدنی به جز چای

قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود

پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد

مختلف : مرگ مغزی

مورچه خوار : خواهر مورچه.

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

کته ماست : آن گربه مال ماست

Saturday : روز جهانی ساطور

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند

یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ها

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر

اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن

نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت

نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده



نوع مطلب : طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیمار تخت شماره 3

نویسنده :محمد
تاریخ:یکشنبه 13 آذر 1390-11:32 ب.ظ

مدتی بود در یکی از بیمارستان ها ی شهر لندن در روزهای یکشنبه سر ساعت ۱۰:۳۰ بیمار تخت شماره ی ۳ از بین می رفت و این به نوع بیماری فرد بستگی نداشت!!! عده ای این اتفاق را به ماورا نسبت می دادند و عده ای هم در مورد آن نظری نداشتند .

این مساله تا جایی پیش رفت که عده ای از پزشکان جلسه ای گذاشتند تا علت این حادثه را پیدا کنند ٬ قرار بر این شد تا در روز یکشنبه در ساعت مقرر همه جمع شوند و تخت مورد نظر را زیر نظر بگیرند .

روز موعود فرا رسید عده ای با انجیل سر قرار حاضر شده بودند در ساعت ۱۰:۳۰ مارتا کارگر نیمه وقت وارد اتاق شد به سمت پریز برق رفت و دستگاه حیات مصنوعی را از برق کشید و جارو برقی خود را به برق زد؟؟؟؟!!!!!!!



نوع مطلب : مطالب خواندنی  طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اشخاص مختلف چطور فیل شکار می کنند؟!

نویسنده :محمد
تاریخ:پنجشنبه 26 آبان 1390-01:08 ق.ظ

ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی ، با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان تمرین برای دانشجو باقی می گذارند

مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر
اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام 1) برو به آفریقا
گام 2) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام 3) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام 4) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام 3
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .

اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ، خودشان را شکار می کنند .

سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند .

سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !

سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !

سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی ! سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است ! و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .

برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .

روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !

وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمی کنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند که کل گله به موکلشان تعلق دارد .

معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای موجود قبلا شکار شده اند .

مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند

 



نوع مطلب : طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

فاز هیجانی!

نویسنده :محمد
تاریخ:پنجشنبه 5 آبان 1390-02:29 ق.ظ

گویند یکی از فلاسفه در شبی که رودخانه خروشان می شود به رودخانه می رود و از قایقرانان می خواهد تا او را به آن طرف رودخانه ببرند اما هیچکدام راضی نمی شوند تا در آن شرایط طوفانی مسافری را جابجا کنند آن عالم هم به ناچار با خواهش و تمنا به یکی از آنها دو برابر کرایه معمول را می دهد تا وی را به آن طرف رودخانه ببرد. وقتی به آن طرف میرسند دوباره همان اندازه به قایران کرایه می دهد تا وی را برگرداند . پس از اینکه به سلامت بر می گردند قایقران علت این عمل وی را جویا می شود. عالم در پاسخ می گوید مدتها بود که تمام زندگی ام عقلانی و بر مبنای فلسفه و تدبیر شده بود و گفتار و رفتار و فکر و همه آثار و نوشته هایم بر مبنای تعقل شده بود. امروز به این نتیجه رسیدم که زندگی ام خالی از هیجان است و برای اینکه بتوانم بهتر فکر کنم باید از این یک بعدی بودن خارج شوم و تصمیم گرفتم که دست به این کار غیر عقلانی بزنم تا هیجان داشته باشم!

در ابتدا این را بگویم که بنده فرسنگها با علم آن عالم فاصله دارم تا به کسی خدای نا کرده بر نخورد. اما این داستان! این داستان شده داستان ما. یک روز فکر می کردم تمام مطالب وبلاگم یکنواخت شده و شده یک مشت توصیه و نصیحت و ژست و حرفهای قلمبه! به این نتیجه رسیدم که چه اشکال دارد برای تنوع هم گاهی پرت و پلا بنویسیم تا دلمان خنک شود و هیجانی هم به کار بدهیم! ما که در زندگی عادیمان تا کنون کمتر از این هیجان ها داشته ایم! حالا کمی به زندگی مجازی و به قولی سایبری مان هیجان بدهیم. این شد که به وبلاگم هیجان دادم و مطلب  "تفاوت های گفتاری در پای تلفن و بعد از آن" را پیدا کردم و در وبلاگ درج کردم. بنابراین دوستانی که خرده می گیرند که این مطالب سبک است و سخیف! اینجانب را عفو بفرمایند و سعی کنند از این مطالب هر چه بیشتر، فاز هیجانی بگیرند!!!!



نوع مطلب : مطالب خواندنی  طنز 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6