تبلیغات
شب های بی زمستان - بدون هیچ دلیلی

بدون هیچ دلیلی

نویسنده :محمد
تاریخ:یکشنبه 11 دی 1390-01:08 ب.ظ

یک روز سخت و پرکار،

یک روز خسته کننده و غم انگیز،

یک روز که از همه چیز و همه کس بیزار هستید،

یک جفت چشم شاد،

یک صورت گشاده،

و یک لبخند دلنشین!

« من شما را نمی شناسم، شما هم مرا نمی شناسی! ... اما این اصلاً اهمیتی ندارد. این برای شماست...!»

با بهترین آرزوها

مگر می شود؟! ...

بدون هیچ دلیل؟

بدون هیچ چشمداشت؟!

یادمان باشد ...

همیشه شیرین ترین و دلچسب ترین هدیه ها و ابراز محبت ها زمانی است که غافلگیرانه باشند، هیچ دلیل خاصی نداشته باشند، درپاسخ به هیچ کاری نباشند و مطمئن باشید که از فرد مقابل انتظار هیچ نوع جبرانی نمی رود!

اگر با این حرف موافقید،
شما هم بدون هیچ دلیل خاصی
شادی را به قلب هر کس که می خواهید هدیه کنید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Ivan
پنجشنبه 16 آذر 1396 10:08 ب.ظ
This is the perfect web site for everyone who would like to find out about this topic.
You know a whole lot its almost hard to argue with you (not that I
really will need to…HaHa). You certainly put a fresh spin on a subject which has been discussed for decades.
Wonderful stuff, just wonderful!
foot pain heel
یکشنبه 4 تیر 1396 05:05 ب.ظ
We are a gaggle of volunteers and opening a new scheme in our community.
Your web site offered us with useful information to work on.
You have performed an impressive job and our entire group will be grateful to you.
stewartziv026.livejournal.com
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 10:31 ب.ظ
Hello! Would you mind if I share your blog with
my myspace group? There's a lot of folks that I think
would really appreciate your content. Please let me know.
Thanks
manicure
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 05:09 ق.ظ
Hi to every , because I am really keen of reading this website's post
to be updated on a regular basis. It includes pleasant material.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 10:39 ق.ظ
Incredible points. Great arguments. Keep up the great work.
manicure
چهارشنبه 16 فروردین 1396 12:07 ب.ظ
Hi there colleagues, how is the whole thing, and what you wish for to say regarding this paragraph,
in my view its genuinely remarkable in support of me.
فروزنده غیاثی
سه شنبه 13 دی 1390 03:23 ب.ظ
سلام
مثل همیشه زیبا بود .با عمری که ازم گذشته به این نتیجه رسیدم که غم من مال منه ،حق ندارم به دیگرون منتقلش کنم .باید تامی تونیم به همدییگه انرژی مثبت بدیم و هدیه گر شادی باشیم .
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
پاسخ محمد : سلام
تبریک به خاطر این درک عمیق و شناخت زیبا زندگی کردن.
یونس
سه شنبه 13 دی 1390 12:27 ق.ظ
سلام
بزرگترین ارامش تو زندگی ادما به نظر من کمک کردن به دیگران هست. دیروز تو سایت اهدای عضو ثبت نام کردم. باور نمیکنید چه ارامشی داره!!!
موفق
پاسخ محمد : سلام
خدا خیرت بدهد جوان...
نیلوفر (ورود با کفش های سیاه ممنوع)
پنجشنبه 3 بهمن 1387 03:08 ب.ظ
سلام
یه کم سخت می نویسی
emperor
پنجشنبه 12 دی 1387 03:36 ب.ظ
به سرم زد که باز هم بزنم توی رگ های خود هوای تو را

تا که مرگ - این هوا خوری در خون - خفه خونم کند صدای تو را



به سرم زد که باز بردارم دل /خود را به کوه ها بزنم

در دهان مدوّر دره از ته دل تو را صدا بزنم

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر