تبلیغات
شب های بی زمستان - مارها و قورباغه ها

مارها و قورباغه ها

نویسنده :محمد
تاریخ:سه شنبه 24 آبان 1390-06:45 ب.ظ

مارها قورباغه‌ها را می خوردند و قورباغه‌ها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند.

تا اینكه قورباغه‌ها علیه مارها به لك لك‌ها شكایت كردند.

لك لك‌ها چندی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار كردند و قورباغه‌ها از این حمایت شادمان شدند.

طولی نكشید كه لك لك‌ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه‌ها

قورباغه‌ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند.

عده ای از آنها با لك لك‌ها كنار آمدند و عده‌ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند.

مارها بازگشتند ولی اینبار همپای لك لك‌ها شروع به خوردن قورباغه‌ها كردند.

حالا دیگر قورباغه‌ها متقاعد شده‌اند كه انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند.

ولی تنها یك مشكل برای آنها حل نشده باقی مانده است !

اینكه نمی دانند توسط دوستانشان خورده می شوند یا دشمنانشان !!؟؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
manicure
پنجشنبه 31 فروردین 1396 01:38 ب.ظ
You are so interesting! I don't think I've read anything like that before.
So great to find somebody with genuine thoughts on this topic.
Really.. thank you for starting this up. This site is
one thing that is required on the internet, someone with some originality!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 12:45 ق.ظ
If some one wishes expert view on the topic of running
a blog afterward i suggest him/her to go to see this website, Keep up the pleasant work.
manicure
جمعه 11 فروردین 1396 02:55 ق.ظ
Wow! After all I got a weblog from where I know how
to actually obtain valuable data concerning my study and knowledge.
علی غضنفری
پنجشنبه 26 آبان 1390 05:22 ب.ظ
سلام اخوی...
مهم نیست که چه کسی تو رو می خوره...دوستت یا دشمنت...
مهم اینه که تو خورده شدی...
راهی بیاندیش...
پاسخ محمد : سلام علی آقا
فعلا هنوز خورده نشدم!!! چرا ما رو سریع می کشی؟!!! شایدم راست میگی خیلی وقته خورده شدم!!! هممون بلعیده شده ایم...
ماهی قرمز کوچک
چهارشنبه 25 آبان 1390 11:20 ب.ظ
بسی فکر کردیم و فکر
پاسخ محمد : خوشحالم... خودم هم خیلی فکر کردم روش...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر