تبلیغات
شب های بی زمستان - زندگی چیزی نیست!
 
شب های بی زمستان
درباره وبلاگ


سلام

چیزهایی هست کــه نمی دانـــــــــــــم،
می دانم ،سبزه ای را بکنم، خواهم مرد،
می روم بالا تــا اوج، مـن پــر از بال و پـرم،
راه می بینم در ظلمت، من پـر از فانوسم،
من پـر از نورم و شن، و پـر از دار و درخـت،
پــرم از راه، از پـل، از رود، از مــوج،
پــرم از سایه برگی در آب،
چه درونم تنهاســـــــــــت...

این وبلاگ، دیوار نوشته هایی است از آنچه که برایم جالب و گاهاً مهم است و دوست دارم بیان کنم تا در حصار دل غریب باقی نماند. ایده ی موضوعی مطالب از اتفاقات، افکار روزانه و دوست داشتنی هایم است. در برخی از مطالب تمام متن، از خودم نیست، اما پای این نوشته جات هستم، خودم را مسئولشان می دانم و همیشه سعی خواهم کرد که به صداقت در گفتار پایبند بمانم...

مخلص شما
محمد

مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
سه شنبه 21 تیر 1390 :: نویسنده : محمد

سوار یک تاکسی شدم ، و به فرودگاه رفتیم . داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کرد که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید . راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت . ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!

 راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد . منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد . بنابراین پرسیدم : ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی درسی را به من داد که اینک به آن می گویم : ((قانون کامیون حمل زباله.)) او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند . آنها سرشار از آشغال، ناکامی، خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند . وقتی آشغال در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند.به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. آشغال های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها . حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را بگیرند و خراب کنند... .

...زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست...





نوع مطلب : مطالب خواندنی، داستان های پندآموز، 
برچسب ها : زندگی چیزی نیست!، زندگی، تاکسی، فرودگاه، راننده، داستان، کامیون حمل زباله، قانون،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 شهریور 1396 03:09 ب.ظ
I'm gone to tell my little brother, that he should also visit this blog on regular basis to obtain updated from newest news.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:40 ب.ظ
What's up everyone, it's my first pay a visit at this website, and piece of writing is in fact fruitful in favor
of me, keep up posting these types of posts.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 07:27 ق.ظ
Right away I am going to do my breakfast, when having my breakfast coming over
again to read additional news.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:48 ق.ظ
I could not resist commenting. Well written!
پنجشنبه 13 مرداد 1390 04:42 ب.ظ
کلا داستانات قشنگن
جمعه 24 تیر 1390 12:15 ق.ظ
⎝⏠⏝⏠⎠
چهارشنبه 22 تیر 1390 07:19 ب.ظ
واقعا چه جمله ی زیبایی بود...
خیلی وقتها هست که ما کلی از این جملات زیبا و بزک شده رو از خیلی از آدما در جاها شیک و پشت تریبون های اختصاصی میشنویم،اما اون کجا و این جمله های خواستنی که بعد از رفتار و هنجار آدما گفته میشه کجا...
لذت این جمله برای اینه که از کسی شنیده میشه که توقع رفتاری دیگه از اون و آدمای مثل خودش میره اما ما رفتاری متفاوت میبینیم...
درود به شما که همچین اتفاق زیبایی رو به اشتراک گذاشتی..
سبز اندیش باشی و بالنده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :