تبلیغات
شب های بی زمستان - کرگدن و پرنده
 
شب های بی زمستان
درباره وبلاگ


سلام

چیزهایی هست کــه نمی دانـــــــــــــم،
می دانم ،سبزه ای را بکنم، خواهم مرد،
می روم بالا تــا اوج، مـن پــر از بال و پـرم،
راه می بینم در ظلمت، من پـر از فانوسم،
من پـر از نورم و شن، و پـر از دار و درخـت،
پــرم از راه، از پـل، از رود، از مــوج،
پــرم از سایه برگی در آب،
چه درونم تنهاســـــــــــت...

این وبلاگ، دیوار نوشته هایی است از آنچه که برایم جالب و گاهاً مهم است و دوست دارم بیان کنم تا در حصار دل غریب باقی نماند. ایده ی موضوعی مطالب از اتفاقات، افکار روزانه و دوست داشتنی هایم است. در برخی از مطالب تمام متن، از خودم نیست، اما پای این نوشته جات هستم، خودم را مسئولشان می دانم و همیشه سعی خواهم کرد که به صداقت در گفتار پایبند بمانم...

مخلص شما
محمد

مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
سه شنبه 15 شهریور 1390 :: نویسنده : محمد

یک کرگدن جوان، تنهایی توی جنگل می رفت. دم جنبانکی که همان اطراف پرواز می
کرد، او را دید و از او پرسید که چرا تنهاست.

کرگدن گفت: همة کرگدن ها تنها هستند.

دم جنبانک گفت: یعنی تو یک دوست هم نداری؟

کرگدن پرسید: دوست یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: دوست، یعنی کسی که با تو بیاید، دوستت داشته باشد و به تو کمک
بکند.

کرگدن گفت: ولی من که کمک نمی خواهم.

دم جنبانک گفت: اما باید یک چیزی باشد، مثلاً لابد پشت تو می خارد، لای چین های
پوستت پر از حشره های ریز است. یکی باید پشت تو را بخاراند، یکی باید حشره های
پوستت را بردارد.

کرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست بشوم. پوست من خیلی کلفت و صورتم زشت
است. همه به من می گویند پوست کلفت.

دم جنبانک گفت: اما دوست عزیز، دوست داشتن به قلب مربوط می شود نه به پوست.

کرگدن گفت: قلب؟ قلب دیگر چیست؟ من فقط پوست دارم و شاخ.

دم جنبانک گفت: این که امکان ندارد، همه قلب دارند.

کرگدن گفت: کو؟ کجاست؟ من که قلب خودم را نمی بینم!

دم جنبانک گفت: خب، چون از قلبت استفاده نمی کنی، آن را نمی بینی؛ ولی من
مطمئنم که زیر این پوست کلفت یک قلب نازک داری.

کرگدن گفت: نه، من قلب نازک ندارم، من حتماً یک قلب کلفت دارم.

دم جنبانک گفت: نه، تو یک قلب نازک داری. چون به جای این که دم جنبانک را
بترسانی، به جای این که لگدش کنی، به جای این که دهن گنده ات را باز کنی و آن
را بخوری، داری با او حرف می زنی.

کرگدن گفت: خب، این یعنی چی؟

دم جنبانک جواب داد: وقتی که یک کرگدن پوست کلفت، یک قلب نازک دارد یعنی چی؟!
یعنی این که می تواند دوست داشته باشد، می تواند عاشق بشود.

کرگدن گفت: اینها که می گویی یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: یعنی ... بگذار روی پوست کلفت قشنگت بنشینم، بگذار...

کرگدن چیزی نگفت. یعنی داشت دنبال یک جمله ی مناسب می گشت. فکر کرد بهتر است
همان اولین جمله اش را بگوید. اما دم جنبانک پشت کرگدن نشسته بود و داشت پشتش
را می خاراند.

داشت حشره های ریز لای چین های پوستش را با نوک ظریفش برمی داشت. کرگدن احساس
کرد چقدر خوشش می آید. اما نمی دانست دقیقاً از چی خوشش می آید.

کرگدن گفت: اسم این دوست داشتن است؟ اسم این که من دلم می خواهد تو روی پشت من
بمانی و مزاحم های کوچولوی پشتم را بخوری؟

دم جنبانک گفت: نه اسم این نیاز است، من دارم به تو کمک می کنم و تو از اینکه
نیازت برطرف می شود احساس خوبی داری، یعنی احساس رضایت می کنی. اما دوست داشتن
از این مهمتر است.

کرگدن نفهمید که دم جنبانک چه می گوید اما فکر کرد لابد درست می گوید. روزها
گذشت، روزها، هفته ها و ماه ها، و دم جنبانک هر روز می آمد و پشت کرگدن می
نشست، هر روز پشتش را می خاراند و هر روز حشره های کوچک را از لای پوست کلفتش
بر می داشت و می خورد، و کرگدن هر روز احساس خوبی داشت.

یک روز کرگدن به دم جنبانک گفت: به نظر تو این موضوع که کرگدنی از این که دم
جنبانکی پشتش را می خاراند و حشره های پوستش را می خورد احساس خوبی دارد، برای
یک کرگدن کافی است؟

دم جنبانک گفت: نه، کافی نیست.

کرگدن گفت: بله، کافی نیست. چون من حس می کنم چیزهای دیگری هم هست که من احساس
خوبی نسبت به آنها داشته باشم. راستش من می خواهم تو را تماشا کنم.

دم جنبانک چرخی زد و پرواز کرد، چرخی زد و آواز خواند، جلوی چشم های کرگدن.
کرگدن تماشا کرد و تماشا کرد و تماشا کرد. اما سیر نشد.کرگدن می خواست همین طور
تماشا کند. کرگدن با خودش فکر کرد این صحنه قشنگ ترین صحنه ی دنیاست و این دم
جنبانک قشنگ ترین دم جنبانک دنیا و او خوشبخت ترین کرگدن روی زمین. وقتی که
کرگدن به اینجا رسید، احساس کرد که یک چیز نازک از چشمش افتاد.

کرگدن ترسید و گفت: دم جنبانک، دم جنبانک عزیزم، من قلبم را دیدم، همان قلب
نازکم را که می گفتی. اما قلبم از چشمم افتاد، حالا چکار کنم؟

دم جنبانک برگشت و اشک های کرگدن را دید. آمد و روی سر او نشست و گفت: غصه نخور
دوست عزیز، تو یک عالم از این قلبهای نازک داری.

کرگدن گفت: اینکه کرگدنی دوست دارد دم جنبانکی را تماشا کند و وقتی تماشایش می
کند، قلبش از چشمش می افتد یعنی چی؟

دم جنبانک چرخی زد و گفت: یعنی این که کرگدن ها هم عاشق می شوند.

کرگدن گفت: عاشق یعنی چی؟

دم جنبانک گفت: یعنی کسی که قلبش از چشمهایش می چکد.

کرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهمید، اما دوست داشت دم جنبانک باز حرف
بزند، باز پرواز کند و او باز هم تماشایش کند و باز قلبش از چشمهایش بیفتد.
کرگدن فکر کرد اگر قلبش همین طور از چشم هایش بریزد، یک روز حتماً قلبش تمام می
شود. آن وقت لبخندی زد و با خودش گفت: من که اصلاً قلب نداشتم! حالا که دم
جنبانک به من قلب داد، چه عیبی دارد، بگذار تمام قلبم برای او
بریزد!!!!!!!!!!!!!!!





نوع مطلب : داستان های پندآموز، 
برچسب ها : کرگدن و پرنده، داستان، پندآموز،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 تیر 1396 07:55 ق.ظ
I am very happy to read this. This is the kind of manual that needs to be given and not the random misinformation that is at the other blogs.
Appreciate your sharing this best doc.
پنجشنبه 11 خرداد 1396 10:58 ق.ظ
Эрофорс
EroForce — капсулы для потенции, которые оказывают комплексное воздействие на
мужской организм. Это средство способно решить множество
проблем, начиная с ослабления либидо и заканчивая полной импотенцией.

Препарат снова вернёт радость от секса.


Капсулы Eroforce практически не имеют аналогов по
своему воздействию и обладают массой достоинств по сравнению с похожими средствами:
быстрый длительный эффект;
натуральный состав;
усиление либидо;
капсулы не просто маскируют, а излечивают и устраняют проблему полностью;
продлевают половой акт;
делают ощущения более яркими;
не имеют противопоказаний;
удобны в применении.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 10:10 ب.ظ
Смотрите лучше здесь:
ландшафтный дизайн; https://goo.gl/,
https://goo.gl/Z9P9Ln
ландшафтный дизайн (Diana)
https://goo.gl/lWfU3J
ландшафтный дизайн, https://goo.gl/SvKKlE,
https://goo.gl/OKa8aH
دوشنبه 1 خرداد 1396 02:03 ب.ظ
Right away I am going away to do my breakfast, later than having my
breakfast coming again to read further news.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:21 ب.ظ
When some one searches for his necessary thing,
therefore he/she wishes to be available that in detail, therefore that thing
is maintained over here.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 01:49 ب.ظ
I read this article fully concerning the resemblance of
hottest and preceding technologies, it's remarkable article.
جمعه 25 فروردین 1396 08:36 ق.ظ
Good day! Would you mind if I share your blog with my zynga group?
There's a lot of folks that I think would really appreciate your content.
Please let me know. Cheers
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:27 ق.ظ
Does your website have a contact page? I'm having a tough time locating it but,
I'd like to shoot you an e-mail. I've got some ideas for your blog you might be
interested in hearing. Either way, great site and I look
forward to seeing it grow over time.
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:15 ب.ظ
Thanks for your marvelous posting! I quite enjoyed reading it, you can be a great author.I will be sure to bookmark your blog
and will come back sometime soon. I want to encourage you to definitely
continue your great writing, have a nice evening!
سه شنبه 8 دی 1388 12:52 ب.ظ
جالب بود من شما را لینک کردم شما هم مرا به اسم ترفرند و حقه های ویندوز لینک کنید
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388 08:50 ق.ظ
سلام

سایت بسیار پربار و زیبایی دارید.

بزرگترین فروشگاه آنلاین فیلم ، فروش DvD
http://www.dvdnovin.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :